ترمینولوژی حقوقی | حرف الف
الف
ابتکار: عبارت از آفرینش روشهای تازه برای پیشبرد کارها (نوآوری) است. (بند ط از ماده 1 آییننامه حقوق و دستمزد کارکنان سازمانهای مناطق آزاد تجاری ــ صنعتی جمهوری اسلامی ایران مصوب 19/1/1375 هیأت وزیران)
ابرا: ابرا عبارت از این است که داین از حق خود به اختیار صرفنظر نماید. (ماده 289 از قانون مدنی)
اتاق اصناف: سازمانی است که به موجب این قانون تشکیل میشود و دارای شخصیت حقوقی است. (ماده 6 از قانون نظام صنفی مصوب 16/3/1350)
اتاق بازرگانی و صنایع و معادن جمهوری اسلامی ایران: اتاق بازرگانی و صنایع و معادن جمهوری اسلامی ایران مؤسسهای غیرانتفاعی استکه دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی میباشد. (ماده 2 از قانون اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران مصوب 15/12/1369)
اتحادیه: سندیکا جمعیتی استکه کارگران یا کارفرمایان مربوط به یک حرفه و یا یک کارگاه و یا یک صنعت میتوانند برای حفظ منافعحرفهای و بهبود وضع مادی و اجتماعی خود تشکیل دهند. ائتلاف چند سندیکا تشکیل یک اتحادیه و ائتلاف چند اتحادیه تشکیل یک کنفدراسیون را میدهد. (ماده 25 از قانون کار مصوب 26/12/1337)
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزان: اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزانکه در این اساسنامه اختصاراً اتحادیه نامیده میشود نهادی است غیردولتی و دارای شخصیت حقوقی مستقلکه به عنوان یک مجموعه فرهنگی برای سازماندهی، هدایت و پشتیبانی انجمنهای اسلامی مدارس سراسرکشور با عنایت حضرت امام (ره) شکلگرفته و کماکان تحت نظارت عالیه مقام معظم رهبری و نماینده منصوب از سوی ایشان فعالیت مینماید. (ماده 1 از اساسنامه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزان مصوب 3/5/1374، شورایعالی انقلاب فرهنگی)
اتحادیه شهرداریهای ایران: اتحادیه شهرداریهای ایران که با عضویت کلیه شهرداریهایکشورتشکیلمیگردد و در این اساسنامه اتحادیه نامیده میشود مؤسسهای است ملی و غیر سیاسی و دارای شخصیت حقوقی. (ماده 1 از لایحه اساسنامه اتحادیه شهرداریهای ایران مصوب 12/11/1344)
اتحادیه شهرداریهای کشور: به منظور ایجاد همکاری بین شهرداریهای کشور و برقراری ارتباط با اتحادیههای بینالمللی شهرداریها سازمانی به نام اتحادیه شهرداریهای کشور تشکیل خواهد شد که اساسنامه آن بر حسب پیشنهاد وزارت کشور و تصویب هیأت وزیران تعیین میگردد. (ماده 108 الحاقی از قانون اصلاح پارهای از مواد و الحاق مواد جدید به قانون شهرداری مصوب 27/11/1345)
اتحادیه صنفی: افراد یک صنف که برای حفظ حقوق و حیثیت شغلی با یکدیگر اشتراک مساعی و معاضدت میکنند تشکیل اتحادیه صنفی را میدهند. اتحادیه صنفی دارای شخصیت حقوقی است. (ماده 5 از قانون نظام صنفی مصوب 16/3/1350)
اتحادیه منطقهای صنفی: در هر منطقه شهرداری افراد یک صنف با یکدیگر تشریک مساعی و معاضدت نموده و برای حفظ حقوق و حیثیت و شئون شغلی خود تشکیل یک اتحادیه منطقهای صنفی را میدهند. (ماده 8 از لایحه قانونی اجازه اجرای اصلاحاتی که توسط هیأت عالی نظارت در قانون نظام صنفی و اصلاحیههای آن به عمل آمده است مصوب 13/4/1359شورای انقلاب)
اتصال خورجینی: نوعی اتصال تیر به ستون که در آن تیرها از دو طرف ستون عبور مینمایند و هر تیر با دو نبشی از بالا و پایین به ستون وصل شده است. (از بخش تعاریف آییننامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله مصوب 17/9/1378هیأت وزیران)
اتومبیل اختصاصی: اتومبیل اختصاصی اتومبیلی است که حق استفاده از آن در اختیار مقامات مندرج در ماده 6 این آییننامه میباشد. سایر اتومبیلهای دولتی جزو اتومبیلهای خدمت شناخته میشود که استفاده از آنها به مقام خاصی تعلق نخواهد داشت و فقط برای منظورهای اداری و اجرایی و عملیاتی از آنها میتوان استفاده نمود. (ماده 4 از آییننامه اجرایی استفاده از اتومبیلهای دولتی موضوع تبصره 68 قانون بودجه سال 1344 مصوب 21/10/1344)
اتومبیل تعلیماتی: اتومبیلی است که دارای علائم مشخصه، مندرج در این آییننامه بوده و به وسیله آن به هنرآموزان آموزشگاه تعلیم رانندگی آموزش داده میشود. (بند 6 ماده 1 از آییننامه اجرایی آموزشگاههای تعلیم رانندگی مصوب 21/1/1362هیأت وزیران)
اتومبیل خدمت: به اتومبیل اختصاصی مراجعه گردد.
اتومبیل دولتی: اتومبیل دولتی وسیلهای است که برای اجرای وظایف معین و مشخص در هر وزارتخانه یا شرکت دولتی یا مؤسسه دولتی مورد استفاده قرار گیرد و به پست سازمانی یا مقام معین اختصاص ندارد و مانند ابزار کار در هر موقع که لازم باشد از آن استفاده میشود. (ماده 1 از آییننامه اجرایی نحوه استفاده از اتومبیلهای دولتی و فروش اتومبیلهای زائد مصوب 18/10/1358شورای انقلاب)
اتومبیل دولتی: منظور از اتومبیلهای دولتی در این آییننامه کلیه وسایل نقلیه موتوری از قبیل انواع اتومبیلهای سواری و انواع اتومبیلهای صحرایی (مانند انواع جیپ ویلز و لندرور و نظایر آن) و همچنین کلیه وسایل نقلیه موتوری دیگری است که عرفاً و عادتاً برای حمل و نقل اشخاص به کار برده میشوند. (ماده 2 از آییننامه اجرایی استفاده از اتومبیلهای دولتی موضوع تبصره 68 قانون بودجه سال 1344 مصوب 21/10/1344)
اتومبیل دولتی: منظور از اتومبیلهای دولتی در این آییننامه خودروهایی هستند که مالک خصوصی نداشته و به عنوان وسیلهای جهت انجام امور کشور در اختیار دستگاهها بوده، جزو بیتالمال و اموال عمومی به حساب میآیند. (ماده 1 از آییننامه نحوه استفاده از اتومبیلهای دولتی مصوب 25/12/1370هیأت وزیران)
اتومبیلسواری: اتومبیلسواری عبارت از اتومبیلی است که برای حمل مسافر استفاده گردد از قبیل سواری شهری، سواری صحرایی، مینیبوس، اتوبوس هر چند خارج از رده یا اسقاطی باشد. (ماده 1 از آییننامه اجرایی تبصره 63 قانون بودجه سال 1364 مصوب 20/6/1364هیأت وزیران)
اثر: از نظر این قانون به مؤلف و مصنف و هنرمند پدید آورنده و به آنچه از راه دانش یا هنر یا ابتکار آنان پدید میآید بدون در نظر گرفتن طریقه یا روشی که در بیان یا ظهور یا ایجاد آن به کار رفته اثر اطلاق میشود. (ماده 1 از قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 11/10/1348)
اثر مشترک: اثری که با همکاری دو یا چند پدید آورنده به وجود آمده باشد و کار یکایک آنان جدا و متمایز نباشد اثر مشترک نامیده میشود و حقوق ناشی از آن حق مشاع پدید آورندگان است. (ماده 6 از قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 11/10/1348)
اثرهای مورد حمایت: اثرهای مورد حمایت این قانون به شرح زیر است:
1- کتاب و رساله و جزوه و نمایشنامه و هر نوشته دیگر علمی و فنی و ادبی و هنری،2- شعر و ترانه و سرود و تصنیف که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد، 3- اثر سمعی و بصری به منظور اجرا در صحنههای نمایش یا پرده سینما یا پخش از رادیو یا تلویزیون که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد، 4- اثر موسیقی که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد، 5- نقاشی و تصویر و طرح و نقش و نقشه جغرافیایی ابتکاری و نوشتهها و خطهای تزئینی و هرگونه اثر تزیینی و اثر تجسمی که به هر طریق و روش به صورت ساده یا ترکیبی به وجود آمده باشد، 6- هر گونه پیکره (مجسمه)، 7- اثر معماری از قبیل طرح و نقشه ساختمان، 8- اثر عکاسی که با روش ابتکاری و ابداع پدید آمده باشد، 9- اثر ابتکاری مربوط به هنرهای دستی یا صنعتی و نقشه قالی و گلیم، 10- اثر ابتکاری که بر پایه فرهنگ عامه (فولکور) یا میراث فرهنگی و هنری ملی پدید آمده باشد، 11- اثر فنی که جنبه ابداع و ابتکار داشته باشد. 12- هر گونه اثر مبتکرانه دیگر که از ترکیب چند اثر از اثرهای نامبرده در این فصل پدید آمده باشد. (ماده 2 از قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 11/10/1348)
اجاره: منظور از اجاره مذکوره در این ماده آن است که تصرف متصرف به عنوان اجاره یا صلح منافع یا هر عنوان دیگری به منظور اجاره باشد اعم از این که نسبت به مورد تصرف سند رسمی یا غیررسمی تنظیم شده یا تصرف متصرف بر حسب تراضی با موجر یا نماینده قانونی او باشد. (تبصره 1 از ماده 1 قانون روابط مالک و مستأجر مصوب 10/3/1339)
اجاره: اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره میشود. اجاره دهنده را موجر و اجاره کننده را مستاجر و مورد اجاره را عین مستاجره گویند. (ماده 466 از قانون مدنی)
اجاره اشخاص: در اجاره اشخاص کسی که اجاره مینماید مستاجر و کسی که مورد اجاره واقع میشود اجیر و مالالاجاره اجرت نامیده میشود. (ماده 512 از قانون مدنی)
اجازه برداشت: مجوزی است که از طرف وزارت معادن و فلزات برای تأمین مصالح ساختمانی مورد نیاز طرحهای عمرانی و برداشت واریزهها و ذخایر محدود و جزئی و نیز عملیات آزمایشگاهی صادر میشود. (بند ذ از ماده 1 قانون معادن مصوب23/3/1377)
اجازه برداشت: مجوزی است که از طرف وزارت معادن و فلزات به مؤسسات دولتی و نهادهای قانونی یا پیمانکاران آنها جهت استخراج و مصرف مقدار مشخصی مصالح ساختمانی برای کار مورد نظر در منطقه یا محدوده مشخص داده میشود. (بند ق از ماده 1 قانون معادن مصوب 1/3/1363)
اجازه مصرف (آب): اجازه مصرف حقی استه به منظور استفاده مفید و معقول از آب با رعایت مقررات پیشبینیشده در این قانون از طریق صدور پروانه به اشخاص حقیقی یا حقوقی واگذار میشود. (ماده 4 از قانون آب و نحوه ملی شدن آن مصوب27/4/1347)
اجبار به خدمت در مقابل دین: یعنی حال یا وضعیت که از تعهد مدیون نسبت به خدمات شخصیخود یا شخص دیگریکه در فرمان او است برای تضمین قرض ناشی میشود و در صورتیکه ارزش آن خدمات بهنحوی که صحیحاً تقویم شود به مصرف استهلاک قرض نرسد یا طول مدت و نحوه آن خدمات محدود و مشخص نباشد. (بند الف از ماده 1 قانون الحاقی ایران به قرارداد تکمیلی منع بردگی و بردهفروشی و عملیات و دستگاه مشابه بردگی مصوب 3/12/1337)
احتکار: عبارت است از نگهداری کالا به صورت عمده با تشخیص مرجع ذیصلاح و امتناع از عرضه آن به قصد گرانفروشی یا اضرار به جامعه پس از اعلام ضرورت عرضه توسط دولت. (از قانون تعزیرات حکومتی مصوب 23/12/1367، مجمعتشخیص مصلحت نظام)
احتکار: عبارت است از جمع و نگهداری ارزاق مورد نیاز و ضروری عامه مردم (گندم، جو، کشمش، خرما، روغن حیوانی و نباتی) به قصد افزایش قیمت. (بند الف ماده 1، قانون تشدید مجازات محتکران و گرانفروشان مصوب 23/1/1367)
احضار به سربازی: از تاریخ مشمولیت که اسامی مشمولین به وسیله آگهی منتشر و وضعیت آنها تحت رسیدگی واقع میگردد تا موقع تحویل به سربازخانه مرحله احضار نامیده میشود. (ماده 27 از قانون خدمت نظام وظیفه مصوب 29/3/1317)
احکام اعدادی: احکام مقدماتی یا موقتی است یا اعدادی یا قرینه. احکام اعدادی آن است که برای تکمیل رسیدگی حساب حکم به بعضی اقدامات مینماید بدون این که در اصل مطلب داخل گردد. (ماده 83 از قانون دیوان محاسبات مصوب 4/12/1289)
احکام دیوان محاسبات: احکام دیوان محاسبات بر دو قسم است: مقدماتی و قطعی. احکام قطعی آن است که درباره حساب صاحب جمع و در اصل مطلب صادر شده و عمل را ختم مینماید. احکام مقدماتی عبارت از قرارهایی است که قبل از صدور حکم قطعی صادر و مقدمتاً امر به بعضی اقدامات مینماید چه از بابت فوریت موقع و چه از بابت تحصیل بعضی اطلاعات برای پیشرفت کار ولی عمل رسیدگی به حساب به موجب این قرارها ختم نمیشود. (ماده 83 از قانون دیوان محاسبات مصوب 4/12/1289)
احکام قرینه: احکام مقدماتی یا موقتی است یا اعدادی با قرینه..... احکام قرینه آن است که برای تهیه زمینه حکم داده میشود و به طوری است که نتیجه حکم را میتوان از آن استنباط کرد. (از ماده 83 از قانون دیوان محاسبات مصوب 4/12/1289)
احکام قطعی: احکام دیوان محاسبات بر دو قسم است: مقدماتی و قطعی. احکام قطعی آن است که درباره حساب صاحب جمع و در اصل مطلب صادر شده و عمل را ختم مینماید. (از ماده 82 از قانون دیوان محاسبات مصوب 4/12/1289)
احکام مقدماتی: احکام دیوان محاسبات بر دو قسم است: مقدماتی و قطعی..... احکام مقدماتی عبارت از قرارهاییاستکه قبل از صدورحکم قطعیصادر و مقدمتاً امربه بعضی اقدامات مینماید چه از بابت فوریت موقع و چه از بابت تحصیل بعضی اطلاعات برای پیشرفت کار ولی عمل رسیدگی به حساب به موجب این قرارها ختم نمیشود. (ماده 82 از قانون دیوان محاسبات مصوب 4/12/1289)
احکام مقدماتی اعدادی: احکام مقدماتی یا موقتی است یا اعدادی یا قرینه..... احکام اعدادی آن است که برای تکمیل رسیدگی حساب حکم به بعضی اقدامات مینماید بدون این که در اصل مطلب داخل شود. (ماده 83 از قانون دیوان محاسبات مصوب 4/12/1289)
احکام مقدماتی قرینه: احکام قرینه آن است که برای تهیه زمینه حکم داده میگردد و به طوری است که نتیجه حکم را میتوان از آن استنباط کرد. (ماده 83 از قانون دیوان محاسبات مصوب 4/12/1289)
احکام مقدماتی موقتی: احکام مقدماتی یا موقتی است یا اعدادی یا قرینه. احکام موقتی نظر به فوریت موقع موقتاً قراری میدهد تا در موقع صدور حکم قرار قطعی آن داده گردد. (از ماده 83 از قانون دیوان محاسبات مصوب 4/12/1289)
احیای اراضی: عملیاتی است که با تغییر وضع طبیعی زمین و به وسیله اقداماتی که در عرف آباد کردن محسوب است (از قبیل زراعت، درختکاری، بنا ساختن، ایجاد تأسیسات و غیره) آن را برای بهرهبرداری آماده سازد. (از ماده 1 از لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358شورای انقلاب)
احیای زمین: مراد از احیای زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیله عملیاتی که در عرف آبادکردن محسوب است ازقبیل زراعت، درختکاری، بنا ساختن و غیره قابلاستفاده نمایند. (ماده 141 از قانون مدنی)
اختلافات دستهجمعی: منظور از اختلاف دستهجمعی مذکور در این ماده اختلافی است که روابط بین کارگران و کارفرما را در کارگاه مختل ساخته و احتمالاً منجر به تعطیل کارگاه (از طرف کارفرما) یا اعتصاب (از طرف کارگران) بگردد. (تبصره الحاقی به ماده 45 از قانون اصلاح و الحاق مواد و دو تبصره به قانون کار مصوب 20/11/1343)
اختلافات صنفی: اختلافات صنفی عبارت است از اختلافاتی که بین اصناف و افراد آنها راجع به امور صنفی تولید میشود و امور صنفی بر طبق نظامنامه که به پیشنهاد وزارت داخله و تصویب وزارت عدلیه تنظیم خواهد شد تعیین میگردد. اختلاف بین قصاب و چوبدار راجع به قیمت گوسفند و اختلاف بین قصاب و خباز با دکاندار راجع به وجه فروش یومیه در حکم اختلافات صنفی است. (تبصره 1 ماده 1 از قانون رفع اختلافات صنفی مصوب 5/7/1311)
اختلاف در صلاحیت: هرگاه در موضوع یک دعوی دو دادگاه دادگستری یا دادگاه دادگستری و مراجع غیردادگستری هردوخود را صالح بدانند یا هردو از خود نفی صلاحیت کنند اختلاف محقق میشود.(ماده47 ازقانون آیین دادرسی مدنی مصوب 25/6/1318)
اخراج: در چهار مورد زیر افسران و کارمندان از خدمت اخراج میشوند:
1- چنانچه طبق مقررات قانون دادرسی و کیفر ارتش محکومیتی پیدا کنند که مستلزم اخراج باشد، 2- در صورتی که تنبیهات انتظار خدمت و بدون کاری در تغییر وضع و رفتار آنان مؤثر واقع نشده و باز هم مبادرت به اعمال و رفتار برخلاف شئون نظامی بنمایند 0با رعایت ماده 113 و 118 این قانون)، 3- در صورت شرکت افسر و کارمند دراحزاب و دستجات سیاسی (با رعایت ماده 113 و 118 این قانون)، 4- در صورت ترک تابعیت. (بند د از ماده 15 قانون استخدام نیروهای مسلح مصوب 30/4/1336)
اخفا و امتناع از عرضه کالا: عبارت است از خودداری از عرضهکالای دارای نرخ رسمی به قصدگرانفروشی یا تبعیض در فروش. تعزیرات اخفا وامتناع از عرضهکالا به شرح زیر است: مرتبه اول - تذکرکتبی، درج در پرونده واحد و عرضهکالا به نرخ رسمی. مرتبه دوم - عرضه کالا به نرخ رسمی و اخذ جریمه از دو تا پنج برابر ارزش رسمی کالا. مرتبه سوم - علاوه بر مجازاتهای مرتبه دوم - قطع تمام یا برخی خدمات دولتی از سه تا شش ماه. (ماده 7 از قانون تعزیرات حکومتی مصوب 23/12/1367، مجمع تشخیص مصلحت)
اداره ضبطیه بلوکات: اداره ضبطیه بلوکات عبارت است از نایب الحکومه اداره بلوکی در ماده (201) و صاحب منصبان و ماموران ضبطیه بهطوریکه در مواد آتیه ذکر خواهد شد. (ماده209 از قانون تشکیل ایالات و ولایات و دستورالعملحکام مصوب 27/9/1286)
اداره مأمور وصول درآمد دولت: منظور از اداره مأمور وصول درآمد دولت در این قانون هر اداره یا سازمان یا مؤسسه یا شرکت دولتی یا وابسته به دولت است که به موجب قوانین و مقررات موظف به وصول درآمد دولت میباشد. (ماده 54 از قانون اصلاح بعضی از مواد قانون مجازات مرتکبین قاچاق و الحاق چند ماده و تبصره به قانون مذکور مصوب 29/12/1353)
ادله اثبات دعوی: دلایل اثبات دعوی از قرار ذیل است: 1- اقرار، 2- اسناد کتبی،3- شهادت، 4- امارات، 5- قسم. (ماده 1285 از قانون مدنی)
اراضی آیش: زمین دایری است که به صورت متناوب طبق عرف محل برای دوره معینی بدون کشت بماند. (بند 6 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359)
اراضی آیش: زمین دایری است که به صورت متناوب طبق عرف محل برای دوره معینی بدون کشت بماند. (بند 4 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 26/1/1359)دولت
اراضی آیش: زمین دایری است که به صورت متناوب طبق عرف محل برای دوره معینی بدون کشت بماند. (بند 5 از واژهنامه لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران و لایحه قانونی ... مصوب 28/12/1358)
اراضیآیش: زمیندایریاستکه بهصورت متناوب طبق عرف محل برای دوره معینی بدون کشت بماند. (بند 5 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/12/1358)
اراضی آیش: زمین دایری است که به صورت متناوب طبق عرف محل برای دوره معینی بدون کشت بماند. (بند ج ماده 1 از قانون نحوه واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358شورای انقلاب)
اراضی بایر: زمینهایی است که سابقه احیا دارد ولی به علت اعراض یا عدم بهرهبرداری بدون عذر موجه مدت 5 سال متوالی متروک مانده یا بماند. (بند 3 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانون اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359 شورای انقلاب)
اراضی بایر: زمینهایی است که سابقه احیا دارد ولی به علت اعراض یا عدم بهرهبرداری بدون عذر موجه مدت 5 سال متوالی متروک مانده باشد. (بند 1 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 26/1/1359شورای انقلاب)
اراضی بایر: زمینهای بایر که به علل مختلف توسط مالکان بزرگ بایر نگاه داشته شده است و با توجه به نیاز جامعه و مسأله خودکفایی مملکت و با توجه به این که این زمینها فقط به صرف این که مالکیت از آن آنها است بدون کشت مانده و اجازه کشت به دهقانان هم داده نمیشود. (بند1 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیای اراضیدر حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 28/12/1358شورای انقلاب)
اراضی بایر: زمینهای بایر که به علل مختلف توسط مالکان بزرگ بایر نگاه داشته شده است و با توجه به نیاز جامعه و مسأله خودکفایی مملکت و با توجه به این که این زمینها فقط به صرف این که مالکیت از آن آنها است بدون کشت مانده و اجازه کشت به دهقانان هم داده نمیشود، دولت اسلامی این زمینها را در اختیار خود میگیرد تا در اختیار دهقانان و داوطلبان واجد شرایط گذارده شود. (بند 1 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/12/1358)
اراضی بایر: زمینهایی است که سابقه احیا دارد ولی به علت اعتراض و عدم بهرهبرداری برای مدت 5 سال متوالی بدون عذر موجه متروک مانده یا بماند. (بند د ماده 1 از قانون نحوه واگذاری و احیای اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 شورای انقلاب)
اراضی بایر: منظور از اراضی بایر موضوع این ماده زمینهایی استکه در تاریخ نقل و انتقال باغ یا مستحدثاتی طبق ضوابط مندرج در آییننامه ماده 214 قانون مالیاتهای مستقیم درآن ایجاد نشده باشد. (تبصره ماده6 از قانون معاملات زمین مصوب 28/2/1354)
اراضی بایر: زمینهایی که سابقه احیا دارد ولی به علت اعراض یا عدم بهرهبرداری بدون عذر موجه به مدت 5 سال متوالی متروک مانده باشد. (بند 1 از آییننامه اجرایی قانون واگذاری زمینهای دایر و بایر که بعد از انقلاب به صورت کشت موقت در اختیار کشاورزان قرار گرفته است مصوب 29/11/1365هیأت وزیران)
اراضی بایر شهری: اراضی بایر شهری زمینهایی استکه سابقه عمران و احیا داشته و به تدریج به حالت موات برگشته اعم از آن که صاحب مشخصی داشته یا نداشته باشد. (ماده 4 از قانون زمین شهری مصوب 22/6/1366)
اراضی بایر شهری: اراضی بایر شهری زمینهایی استکه سابقه عمران داشته و به تدریج به حالت موات برگشته است اعم از آنکه صاحب مشخصی داشته یا نداشته باشد. (ماده 4 از قانون اراضی شهری مصوب 27/12/1360)
اراضی جنگلی: اراضی جنگلی به جنگل تکامل نیافتهای گفته میشود که به صورتهای زیر باشد: 1- تعداد نمایده درخت یا نهال یا بوته جنگلی در هر هکتار آن جداگانه یا مجموعاً از یک صد اصله تجاوز نکند. 2- درختان جنگلی به صورت پراکنده باشد به نحوی که حجم آن در هر هکتار در شمال (از حوزه آستارا تا حوزه گلیداغی) کمتر از پنجاه متر مکعب و در سایر نقاط ایران کمتر از بیست متر مکعب باشد (در صورت وجود شمشاد و حجم بیش از سی متر مکعب جنگل شمشاد محسوب میشود). (ردیف د بند 7 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359 شورای انقلاب)
اراضی جنگلی: به جنگل تکامل نیافتهای اطلاق میشودکه به یکی از اشکال زیر باشد: 1- تعداد کنده درخت یا نهال یا بوته جنگلی در هر هکتارآن جداگانه یا مجموعاً از یکصد عددتجاوزنکند.2- درختان جنگلی بهصورت پراکنده موجود باشد به نحوی که حجم آن در هر هکتار در شمال ایران (از حوزه آستارا تا حوزه گلیداغی) کمتر از پنجاه متر مکعب و در سایر نقاط ایران کمتر از بیست متر مکعب باشد. اگر در اراضی (بند 2) درخت شمشاد وجود داشته باشد و حجم درختان آن بیش از سی متر مکعب در هکتار باشد جنگل شمشاد محسوب میگردد. (بند ز ماده 1 از قانون نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 شورای انقلاب)
اراضی جنگلی: الف) زمینهاییکه در آنها آثار و شواهد وجودجنگل از قبیل نهال یا پاجوش یا بوته یا کنده درختان جنگلی وجود داشته باشد مشروط بر آن که در تاریخ ملی شدن جنگلها 27/10/1341 تحت کشت یا آیش نبوده و تعداد کنده در هر هکتار از بیست یا تعداد نهال یا بوته جنگلی در هر هکتار جداگانه یا مجموعاً از یکصد عدد یا مجموع تعداد نهال و بوته و کنده در هر هکتار از یکصد عدد متجاوز باشد. ب) زمینهاییکه در آنها درختان خودروی جنگلی بهطور پراکنده وجود داشته باشد و حجم درختان موجود در شمال از حوزه آستارا تا حوزه گلیداغی در هر هکتار کمتر از پنجاه متر مکعب و در سایر مناطق ایران کمتر از بیست متر مکعب باشد مشروط بر آنکه در تاریخ ملی شدن جنگلها تحت کشت یا آیش بوده باشد. (بند 6 ماده 1 از قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع مصوب 25/5/1346)
اراضی خالصه: منظور از اراضی خالصه مذکور در ماده 1 اعم است از اراضی قراء خالصه دولتی که فعلاً موجود است یا از زمینهای بایری که در اثر عملیات عمرانی و سدبندی و غیره از طرف دولت دایر و برای زراعت آماده خواهد شد یا اراضی یا قرایی که از طرف دولت دراختیار وزارت کشاورزی گذارده میشود با رعایت قانون فروش خالصجات. (تبصره 2 ماده 1 از قانون راجع به واگذاری زمین به تحصیلکردههای کشاورزی مصوب 22/10/1338)
اراضی دایر: اراضی دایر زمینهایی است که آن را احیا و آباد کردهاند و در حال حاضر دایر و مورد بهرهبرداری مالک است. زمینهای دایر مشمول این قانون صرفاً اراضی کشاورزی یا آیش اعم از محصور یا غیرمحصور میباشد. (ماده 5 از قانون زمین شهری مصوب 22/6/1366)
اراضی دایر: اراضی دایر، زمینهایی است که احیا شده و مستمراً مورد بهرهبرداری است. (بند 4 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359شورای انقلاب)
اراضی دایر: زمینهایی است که احیا شده و مستمراً مورد بهرهبرداری است. غیر از اراضی فوق الذکر زمینهایی که به نحوی از انحا در رژیم سابق ملی اعلام شده (زمینهایی که جهت محیطزیست و شکارگاهها و جلوگیری از بدی آب و هوا در ملکیت دولت درآمده است). (بند 2 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 26/1/1359 شورای انقلاب)
اراضی دایر: زمینهایی است که احیا شده و مستمراً مورد بهرهبرداری است. (بند 2 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 و لایحه ... کشاورزان مصوب 28/12/1358 شورای انقلاب)
اراضی دایر: زمینهایی است که احیا شده و مستمراً مورد بهرهبرداری است. (بند 2 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 شورای انقلاب)
اراضی دایر: زمینهای احیا شدهای است که مستمراً مورد بهرهبرداری است. (بند ب ماده 1 از قانون نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358شورای انقلاب)
اراضی دایر: منظور از اراضی دایر موضوع قانون، برای تملک و زمینهای کشاورزی مندرج در ماده (5) قانون و این آییننامه، زمینهایی است که بهرهبرداری غالب از آنها، زراعت باشد و شامل عرصه و اعیان باغها و تأسیساتی که عرصه آنها متناسب با اعیانی باشد، نمیشود. (ماده 2 از آییننامه اجرایی قانونی زمین شهری مصوب 24/3/1371 هیأت وزیران)
اراضی دایر: زمینهایی است که احیا شده و مستمراً مورد بهره برداری است. (بند 2 از آییننامه اجرایی قانون واگذاری زمینهای دایر و بایر که بعد از انقلاب به صورت کشت موقت دراختیار کشاورزان قرار گرفته است مصوب 29/11/1365)
اراضی دولتی: اراضی دولتی اعم از ثبت شده و ثبت نشده دایر و بایر عبارت است از: الف) اراضی موات، ب) اراضی که به نحوی از انحا به دولت منتقل شده است اعم از طریق اصلاحات ارضی، خالصه، مجهول المالک و غیره، ج) اراضی متعلق به دولت که دراختیار اشخاص حقیقی و حقوقی یا مؤسسات دولتی قرار دارد و به علت عدم استفاده یا عدم اجرا مفاد قرارداد به دولت برگردانده شده است. (بند 10 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359 شورای انقلاب)
اراضی ساحلی: زمینهایی است که در مجاورت حریم دریا و دریاچه یا اراضی مستحدثه قرار دارد و با توجه به تعریف انواع اراضی مذکور در این قانون بر حسب مورد در حکم یکی از آنها محسوب خواهد شد. (بند 9 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359شورای انقلاب)
اراضی ساحلی: زمینهایی است که در مجاورت حریم دریا و دریاچه یا اراضی مستحدثه قرار دارد و با توجه به تعریف انواع اراضی مذکور در این قانون برحسب مورد در حکم یکی از آنها محسوب خواهد شد. (بند ط ماده 1 از قانون نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 شورای انقلاب)
اراضی ساحلی: اراضی ساحلی، پهنهای است با عرض مشخص از اراضی مجاور دریا و دریاچهها یا خلیج که حداقل از یک سو به کنار دریا یا دریاچه یا خلیج متصل باشد. (بند ب ماده 1 از قانون اراضی مستحدث ساحلی مصوب 29/4/1354)
اراضی شهری: اراضی شهری زمینهایی استکه درمحدوده قانونی وحریم استحفاظی شهرها و شهرکها قرار گرفته است. (ماده 2 از قانون زمین شهری مصوب 22/6/1366)
اراضی شهری: اراضی شهری زمینهایی است که در محدوده قانونی شهرها و شهرکها قرار گرفته باشد. (ماده 2 از قانون اراضی شهری مصوب 27/12/1360)
اراضی کشت موقت: عبارت است از اراضی بایر و دایری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال 1359 در سراسر کشور و تا پایان سال 1363 در مناطق کردنشین به نحوی در تسلط غیرمالک قرار گرفته باشد. هر گاه در زمان تصرف در سطح هر هکتار بیش از یک صد اصله نهال یا درخت مثمر یا پنجاه اصله درخت نخل یا زیتون یا یک هزار نهال یا درخت غیرمثمر وجود داشته در این صورت باغ یا بیشه محسوب و از شمول اراضی کشت موقت خارج است. (بند 4 از آییننامه اجرایی قانون واگذاری زمینهای دایر و بایر که بعد از انقلاب به صورت کشت موقت دراختیار کشاورزان قرار گرفته است مصوب 29/11/1365هیأت وزیران)
اراضی متعلق به دولت: منظور از اراضی متعلق به دولت مذکور در ماده 13 قانون کلیه زمینهایی است که به نام دولت دارای سند بوده یا در جریان ثبت به نام دولت است و همچنین کلیه اراضی ملی شده و مواتی که طبق قوانین مصوب و آرا کمیسیونهای مربوطه متعلق به وزارت مسکن و شهرسازی است اعم از این که به نام دولت ثبت شده یا نشده باشد. نمایندگی دولت در مورد اراضی مزبور با سازمان زمین شهری یا دستگاهی است که وزارت مسکن و شهرسازی به آن تفویض اختیار میکند. (ماده 61 از آییننامه اجرایی قانون زمین شهری مصوب 15/4/1367هیأت وزیران)
اراضی متعلق به شهرداری: منظور از زمینهای متعلق به شهرداری - یاد شده در ماده (13) قانون - کلیه زمینهایی است که طبق قوانین و مقررات به شهرداریها تعلق دارد. اعم از آن که به نام شهرداری دارای سند باشد یا نباشد. (ماده 34 از آییننامه اجرایی قانون زمین شهری مصوب 24/3/1371 هیأت وزیران)
اراضی متعلق به شهرداری: منظور از اراضی متعلق به شهرداری مذکور در ماده 13 قانون کلیه زمینهایی است که طبق قوانین و مقررات به شهرداریها تعلق دارد اعم از آن که به نام شهرداری دارای سند باشد یا نباشد. (ماده 62 از آییننامه اجرایی قانون زمین شهری مصوب 15/4/1367هیأت وزیران)
اراضی مستحدثه: زمینی است که در نتیجه خشک افتادن آب دریاها، دریاچهها و تغییر بستر رودخانهها یا خشک شدن تالابها ایجاد شده باشد. (بند 8 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359شورای انقلاب)
اراضی مستحدثه: زمینی است که در نتیجه خشک افتادن آب دریاها، دریاچهها و تغییر بستر رودخانهها یا خشک شدن تالاب ایجاد شده باشد. (بند ح ماده 1 از قانون نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 21/6/1358 شورای انقلاب)
اراضی مستحدث: اراضی مستحدث عبارت است از زمینهایی که در نتیجه پایین رفتن سطح آب یا هر نوع جریان آب در کرانههای دریا و دریاچهها و جزایر یا در نتیجه پایین رفت آب یا خشک شدن تالابها ظاهر یا ایجاد میشود. (بند الف ماده 1 از قانون اراضی مستحدث و ساحلی مصوب 29/4/1354)
اراضی منابع طبیعی: الف) جنگلها یا بیشه طبیعی. مجتمعی متشکل از عرصه و هوایی و مرکب از موجودات از منشأ نباتی (مانند درخت، درختچه، نهال، علف و خزه) و حیوانی صرفنظر از درجه تکامل به نحوی که دست بشر در ایجاد و تکامل آن دخیل نبوده است. ب) مراتع، زمینهایی است اعم از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا دارای پوششی از نباتات علوفهای خودرو بوده و با توجه به سابقه چرا عرفاً، مرتع شناخته شود. اراضی آیش گرچه پوشش نباتات و علوفهای داشته باشند مشمول تعریف مرتع نیستند. چنانچه مرتع دارای درختان جنگلی خودرو باشد مرتع مشجر نامیده میشود. ج) نهالستانها، جنگلهای دست کاشت عمومی که توسط دولت ایجاد شده باشد. د) اراضی جنگلی، به جنگل تکامل نیافتهای گفته میشود که به صورتهای زیر باشد: 1- تعداد کنده درخت یا نهال یا بوته جنگلی در هر هکتار آن جداگانه یا مجموعاً از یک صد اصله تجاوز ننماید. 2- درختان جنگلی به صورت پراکنده باشد به نحوی که حجم آن در هر هکتار در شمال (از حوزه آستارا تا حوزه گلیداغی) کمتر از پنجاه متر مکعب و در سایر نقاط ایران کمتر از بیست متر مکعب باشد (در صورت وجود شمشاد و حجم بیش از سی متر مکعب جنگل شمشاد محسوب میشود). (بند 7 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359شورای انقلاب)
اراضی منابع طبیعی: جنگلها و مراتع: بیشههای طبیعی، نهالستانهای دولتی، جنگلهای دست کاشت میباشد. غیر از اراضی فوقالذکر زمینهایی که به نحوی از انحا در رژیم سابق ملی اعلام شده (زمینهایی که جهت محیطزیست و شکارگاهها و جلوگیری از بدی آب و هوا در ملکیت دولت درآمده است). (بند 3 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامیایران مصوب 25/6/1358 و لایحه ... مصوب28/12/1358شورایانقلاب)
اراضی منابع طبیعی: جنگلها و مراتع - بیشههای طبیعی - نهالستانهای دولتی - جنگلهای دست کاشت میباشد غیر از اراضی فوقالذکر زمینهایی که به نحوی از انحا در رژیم سابق ملی اعلام شده (زمینهایی که جهت محیطزیست و شکارگاهها و جلوگیری از بدی آب و هوا در ملکیت دولت درآمده است). (بند 3 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاحی لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/2/1358 شورای انقلاب)
اراضی موات: زمینهایی است که سابقه احیا و بهره برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 5 ماده 1 از آییننامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359، شورای انقلاب)
اراضی موات: زمینهای غیرآبادی است که سابقه احیا و بهرهبرداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 3 واژهنامه از لایه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 26/1/1359 شورای انقلاب)
اراضی موات: زمینهایی است که سابقه احیا و بهرهبرداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 4 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 و لایحه قانونی ... مصوب 28/12/1358 شورای انقلاب)
اراضی موات: زمینهایی است که سابقه احیا و بهرهبرداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 4 واژهنامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/12/1358 شورای انقلاب)
اراضی موات: زمینهایی است که سابقه احیا و بهرهبرداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند الف ماده 1 از لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 شورای انقلاب)
اراضی موات: زمینهای بایری است که ملک اشخاص نمیباشد. (ردیف ب بند 9 ماده 1 از قانون مربوط به اصلاحات ارضی مصوب 26/2/1339)
اراضی موات شهری: اراضی موات شهری زمینهایی است که سابقه عمران و احیا نداشته باشد. (ماده 3 از قانون زمین شهری مصوب 22/6/1366)
اراضی موات شهری: اراضی موات شهری زمینهایی است که سابقه عمران و احیا نداشته باشد. (ماده 3 از قانون اراضی شهری مصوب 27/12/1360)
اراضی و ابنیه و مؤسسات مورد احتیاج عملیات عمرانی: اراضی و ابنیه و مؤسسات مورد احتیاج عملیات عمرانی و نیازمندیهای عمومی عبارت از آن قسمت از اراضی و ابنیه و تأسیسات است که برای اجراء یکی از برنامههای مصوب کمیسیونهای مشترک مجلسین طبق تصویب شورای عالی برنامه ضرورت داشته باشد. (ماده 1 از آییننامه خرید اراضی و ابنیه و مؤسسات مورد احتیاج عملیات عمرانی مصوب 3/4/1336)
ارتباط رادیویی غیرحرفهای: ارتباط رادیویی غیر حرفهای نوعی ارتباط رادیویی است که به منظور خودآموزی علمی و عملی و بررسیهای فنی بین افراد مجاز برقرار میگردد. استفاده کننده از ارتباط رادیویی غیرحرفهای کسی است که به خاطر علاقه و ذوق شخصی به منظورهای فوق بدون
هیچ گونه نظر انتفاعی یا سیاسی به برقراری این نوع ارتباط مبادرت مینماید. (تبصره ماده 2 از قانون استفاده از بیسیمهای اختصاصی و غیر حرفهای (آماتوری) مصوب 25/11/1345)
ارتشا: هریک از مستخدمین و مأمورین دولتی اعم از قضایی و اداری یا شوراها یا شهرداریها یا نهادهای انقلابی و به طور کلی قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح یا شرکتهای دولتی یا سازمانهای دولتی وابسته به دولت یا مأمورین به خدمات عمومی خواه رسمی یا غیررسمی برای انجام دادن یا انجام ندادن امری که مربوط به سازمانهای مزبور میباشد، وجه یا مال یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیماً یا غیرمستقیم قبول نماید در حکم مرتشی است. (ماده 3 از مصوبه اصلاح و تأیید موادی از لایحه تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب 15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت)
ارتشا: هریک از داوران و ممیزان و کارشناسان اعم از این که توسط دادگاه معین شده باشد یا توسط طرفین، چنانچه در مقابل اخذ وجه یا مال به نفع یکی از طرفین اظهارنظر یا اتخاذ تصمیم نماید .... (از ماده 588 از قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازاتهای باز دارنده مصوب 2/3/1375)
ارتشا: هر نظامی برای انجام یا خودداری از انجام امریکه از وظایف او یا یکی دیگر از پرسنل نیروهای مسلح است وجه یا مال یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را بلاعوض یا کمتر از قیمت معمول به هر عنوان قبول نماید اگرچه انجام یا خودداری از انجام امر برخلاف قانونی نباشد در حکم مرتشی است ... (ماده 93 از قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ا یران مصوب 18/5/1371)
ارتشا: هر نظامی یا همردیف نظامی که برای انجام امر یا خودداری از انجام امری که از وظایف او است وجه یا مالی را به عنوان تعارف یا رشوه بگیرد اگرچه انجام یا خودداری از انجام امر بر طبق حقانیت باشد مرتشی محسوب و ... . (ماده 398 از قانون دادرسی و کیفر ارتش مصوب 4/10/1318)
ارتشا: مقصود از کلمه ارتشا مذکور در قوانین مربوط به ارتشا اخذ وجه یا مال یا اخذ سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی است از طرف مستخدم دولتی یا مملکتی یا بلدی برای انجام دادن یا انجام ندادن امری که مربوط است به تشکیلات قضایی و اداری دولت یا ادارات مملکتی و بلدی خواه انجام یا عدم انجام آن امر مربوط به کار اداری شخص باشد که وجه یا مال یا سند را گرفته و خواه مربوط به کار اداری یکی از مستخدمین دیگر دولت یا ادارات مملکتی یا بلدی - اخذ وجه یا مال یا سند به ترتیب فوق الذکر ارتشا است خواه مستقیماً به عمل آمده باشد و خواه به طور غیرمستقیم و مأموری که اخذ وجه یا مال یا سند کرده مرتشی است خواه رسمی باشد خواه غیررسمی و خواه در انجام یا عدم انجام امری که برای آن رشوه گرفته و اقعاً مؤثر بوده یا نبوده و خواه اقدام به انجام یا عدم انجام امری که وعده داده است کرده یا نکرده باشد ... (از بند 10 ماده 1 از قانون متمم جزای اعمال دولت مصوب 30/8/1308)
ارتشا: هریک از مستخدمین و مأمورین دولت اعم از قضایی و اداری و همچنین هریک از مستخدمین و مأمورین ادارات شوروی و بلدی که برای انجام امری که از وظایف آنان است وجه یا مالی را قبول نماید خواه آن کار را انجام داده یا نداده و انجام آن امر برطبق حقانیت بوده یا نبوده باشد مرتشی محسوب ... و نیز هریک از اشخاص مذکور در فوق هر گاه در مقابل اخذ وجه یا مال از انجام امری که وظیفه ایشان است امتناع ورزند مرتشی محسوب و... (ماده اول از قانون مجازات ارتشا در مورد مستخدمین و مأموران دولتی و ادارات شوروی و بلدی مصوب 2/4/1307)
ارتش جمهوری اسلامی ایران: ارتش جمهوری اسلامی ایران پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی کشور را به عهده دارد. (اصل 143 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)
ارتش جمهوری اسلامی ایران: ارتش جمهوری اسلامی ایران به مجموعه ستاد مشترک، نیروهای زمینی، هوایی، دریایی و سازمانهای وابسته به آنها اطلاق میگردد. (ماده 3 از قانون ارتش جمهوری اسلامی ایران مصوب 7/7/1366)
ارتفاق: ارتفاق حقی است برای شخص در ملک دیگری. (ماده 93 از قانون مدنی)
ارتقا: عبارت از احراز یک رده شغلی بالاتر از رده شغلی قبلی است. (بند ظ از آییننامه حقوق و دستمزد کارکنان مناطق آزاد تجاری، صنعتی جمهوری اسلامی ایران مصوب 19/1/1375 هیأت وزیران)
ارتکاب عمل به طور علنی: از نقطهنظر قوانین